تبلیغات
اداره تبلیغات اسلامی شهرستان خوروبیابانک

اداره تبلیغات اسلامی شهرستان خوروبیابانک
سال اقتصادوفرهنگ باعزم ملی و مدیریت جهادی

پناه بردن به خدا از سختی عذاب در دوزخ

عبادالرحمان كسانی هستند كه «وَ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً» «غَرام» را در لغت معنا كرده است، یعنی راه برگشت ندارد. آخر گاهی وقت‌ها یك ظرف زهر را می‌آورند می‌گویند: بخور، خوب نمی‌خوریم. آنجا می‌گوید: «إِنَّ شَجَرَتَ الزَّقُّومِ، طَعَامُ الْأَثِیمِ» (دخان/43 و44) غذای گنه‌كار زقوم است. می‌گوییم: خوب نمی‌خورد. می‌گوید: نمی‌شوی نخوری. باید بخوری! «فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ» (واقعه/53) می‌گوید: حالا كم بخورم. می‌گوید: كم نه! باید سیر بخوری. «فَمالِؤُنَ»، مَلَ یعنی پر، مملو یعنی پر. یعنی 1- هم زقوم است. 2- هم باید بخوری، 3- هم باید سیر بخوری 4- هم باید با عشق بخوری. آخر این عشقش هم آدم را می‌كشد. یكوقت یك آدم زخمی را می‌گویند: یك بوس یك ربعی از این بكن. دیگر آخر این آدم زخمی، می‌گوید: نه، «فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهیمِ» (واقعه/55) یعنی باید مثل شتر تشنه‌ای كه آب می‌خورد، باید این زقوم را این رقمی بخوری. می‌گوییم: خیلی خوب گاهی وقت‌ها آدم یك سیر می‌خورد، بعدش سبزی می‌جود یا مثلاً یك غذایی می‌خورد، مثل بعضی تریاكی‌ها می‌گویند: یك خرده آبلیمو رویش بخوری، چیز می‌شود. حالا می‌شود رویش یك چیزی بخوریم حل شود. می‌گوید: حل نمی‌شود. بعد از اینكه «فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ»، «فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهیمِ» بعد می‌گوید: یك قطره آب هم روی سرش می‌ریزیم. آیه‌اش را بخوانید. «ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمیمِ» (دخان/48) یعنی غیر از اینكه شكمت را از آن زقوم باید پر كنی، با عشق هم باید بخوری، حسابی هم باید بخوری، رویش آب لیمو خبری نیست.«صُبُّوا» روی سرت می‌ریزند، روی سرمان می‌ریزند، آب داغ! اینطور نیست كه... گاهی وقت‌ها در بیمارستان می‌گویند: روغن كرچك بخور، آدم نمی‌تواند بخورد، ولی بالاخره با یك مقدار آب پرتغال می‌خورد. می‌گوید: نه، چه خبر است... عذاب قیامت مهم است.

قرآن می‌گوید: «وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى‏» (حج/2) قیامت می‌بینیم مردم مست هستند. بعد می‌گوید: مست نیستند، «وَ ما هُمْ بِسُكارى‏» (حج/2) اینها مست نیستند. پس چرا گیج هستند، پیلی پیلی می‌خورند؟ ........

می‌گوید: عذاب خدا، «وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدیدٌ»(حج/2) در همین زلزله‌ی اخیر گفتند: مادر رفت بچه‌اش را بردارد، آوار رویش آمد. ولی قیامت می‌گوید: بچه در بغل را دور می‌اندازند. یعنی به قدری عذاب سخت است كه اگر كسی بچه‌اش را دارد شیر می دهد، بچه‌ی شیر خوره‌اش را پرت می‌كند. «یَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ» (حج/2) یعنی اگر مادری دارد بچه‌اش را شیر می‌دهد، عذاب قیامت طوری است كه بچه‌اش را دور می‌اندازد. «وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها» اگر حامله‌ای آن زمان باشد، البته آنجا زن حامله نیست. آنجا زن شیرده نیست. خدا برای اینكه مجسم كند گفته: عذاب به قدری سخت است، كه اگر زنی در حال شیر دادن است، بچه‌اش را دور می‌اندازد، و اگر زنی حامله باشد، هركس باشد سقط می‌كند. این عذاب سخت است، ما راحت سر به سر مردم می‌گذاریم. راحت پول مردم را می‌خوریم. راحت متلك می‌گوییم، راحت آبروی كسی را می‌ریزیم. یكی دو ماه دیگر، وقت حج است. اگر كسی به شما گفت: آقا من شما را مكه می‌برم، به یك شرط، الآن هم كه می‌دانید چقدر مكه گران شده است. به شرطی كه وارد مكه شدید، به اندازه‌ی یك قاشق چایخوری، چند مثقال لجن به كعبه بمال، می‌گوید: نه من نمی‌كنم. می‌گویید: آقا ده میلیون، بیست میلیون، سی میلیون، می‌گویید: هرچقدر می‌خواهی باش، من مكه بیایم یك چنین كاری كنم؟«أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ»! نمی‌كنم.

امام صادق فرمود: كعبه عزیزی! بعد فرمود: آبروی مؤمن از تو عزیزتر است. ما راحت آبروی مردم را می‌ریزیم. حتی پدر حق ندارد آبروی بچه‌اش را ببرد. برو گمشو! بابا تو می‌خواهی به من بگویی: برو گمشو، چرا روبروی مهمان می‌گویی؟ صدا بزن و در گوشم بگو. اما روبروی مهمان حق نداری به بچه‌ات بگویی: برو گمشو. این بچه‌ات را پیش مهمان‌ها خراب كردی. مادر می‌گوید: من او را زاییدم. ببینم مگر هركس زایید می‌تواند فحش بدهد؟ چه كسی گفته هركس زایید می‌تواند... دخترم است! خوب دخترت باشد. حق ادب داری، اما حق تحقیر نداری. زنا كار را حق داری شلاقش بزنی، حق نداری بگویی: خاك بر سرت كند! چرا گفتی خاك بر سرت!؟ اینكه زینب كبری فرمود: شام از كربلا سخت تر بود. در كربلا خون بود، در شام تحقیر بود. تحقیر بیشتر آدم را می‌سوزاند. دو نفر با هم حسابی كتك‌كاری می‌كنند، وسط كتك‌كاری می‌گوید: برو دزد! بعد هم مردم جمع می‌شوند اینها را آشتی می‌دهند، می‌گوید: آقا كتك‌‌ها هیچی، تو به من گفتی: دزد، چه دزدیده بودم؟ می‌بینی كتك‌كاری‌ها را فراموش می‌كند، این كلمه‌ی برو دزد، در دلش می‌ماند. نمی‌شود هرچه می‌خواهیم بگوییم.



[ شنبه 23 آذر 1392 ] [ 12:26 ب.ظ ] [ اخوک الصغیر //مسئول اداره تبلیغات اسلامی// ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


پیامهای فرهنگی و اطلاع رسانی تبلیغی شهرستان خوروبیابانک

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب